غافل گیری آزار دهنده بخاطر اطلاعات غلط

امشب بخاطر غافل گیری از اطلاعات اشتباه پدرم رفتار های وسواسیم عود کرد و مثل موقعی که دارو مصرف نمی کردم درد سر انگشتانم باز شروع به آزار دادنم کرد.
پدرم زنگ زد و گفت عروسی حمید هست بیا “فلان” جا . من هم از حمید خوشم میاد چون پسر باحالی هست (از لفظ دوست داشتن استفاده نکردم چون فقط در حد موقعی که اون رو می بینم میشناسم) ساده مهربون و به نظر سر به زیر و مومن هم هست.
خب تصمیم گرفتم برم ولی برام عجیب بود که چطور کارت دعوتی روی قسمت اوپن آشپزخانه ندیدم ادامه خواندن غافل گیری آزار دهنده بخاطر اطلاعات غلط

جانداری بی روح

جانداری بی روح زمین گیر در جهنمی خود ساخته ام
گاهی حس علف هرزی دارم که موجب سلب آسایش دیگر گیاهانم
نه دوستی دارم نه کسی را دوست میدارم
نه عاشقی دارم نه معشوقه ای
نه زیبایی دارم نه زیبا میبینم
بود و نبودم چنان مهم نیست … ادامه خواندن جانداری بی روح