روز اول تلخ و شیرین کار جدید

۱۰ بهمن, ۱۳۹۵

امروز روز اول کار جدید با صبحی تلخ و عصری تلخ و شیرین ادامه پیدا کرد و تصمیم گرفتم درباره ی این تکه از پازل گمشده زندگیم دوباره چیزی بنویسم که ناگاه چیزی بسیار دردناک و چیزی قابل حل شدن از کمبود های پدر بغضم را سر حد زار زار گریه کردن مجبور به مخفی کردنش از پدر برق اتاق را همرنگ آرزو ها و زندگی ام با تاریکی عوض کنم … افکاری التماس آمیز و زجه وار در ذهنم مرا به سقف آسمان و کف زمین چنان می کوبید که دیوانه وار ترجیح دادم بر روی زمین و گوشه ای دست به نوشتن بنشینم… ادامه مطلب > “روز اول تلخ و شیرین کار جدید”

عدم تمرکز نسبت به علایق

۹ بهمن, ۱۳۹۵

با این حال که میدونم نوشته هام خواننده های زیادی نداره و اغلب تلخ هستن خواستم در مورد پراکنده بودن مطالب و وجود فواصل زمانی نا متوازن بین پست های متوالی توضیح مختصری بدم…
من تقریبا علایقی تکراری دارم و هر چند روز سرم رو با اون ها گرم میکنم تا به سراغ علاقه ی بعدیم برم..
ادامه مطلب > “عدم تمرکز نسبت به علایق”

توضیحات قبل از لیست درخواستی

۱۷ دی, ۱۳۹۵

اولین باری هست که میخام بنویسم ولی عنوان خوبی ندارم پس ادامه میدم تا آخر شاید بعد از نوشتن کامل متن , عنوانی رو بنویسم البته این پستم چون پیش زمینه هست عنوانی به ذهنم نرسید تا بنویسم وگرنه میدونم که میخام در چه موردی بنویسم.
بیشتر اوقات من تو ارتباطاتم دچار مشکل میشم چه داخل خونه چه خارج خونه چه تو دانشگاه چه موقع کار … ادامه مطلب > “توضیحات قبل از لیست درخواستی”