ثبت شکی مرموز و بی اهمیت

بیشتر اوقات همزمان با کاری یا بازی کردن یا انجام ندادن کاری مشغول ثبت وقایع هستم و قسمت های بدنه دست نوشته هایم اغلب در زمانی پیشتر در قسمتی از ذهنم نوشته شده اند و زمانی که متوجه شوم حال زمان ثبت بر جایی بجز ذهنم هست که باید ثبت کنم مشغول به نوشتن در مورد آن می شوم.
احساس جالبی در مورد خوانده شدن افکار مخفی ذهنم ندارم و ترجیح می دهم اگر کسی آن را میخواند در زمان دیدار های حضوری از نوشته هایم حرفی نزند یا بر اساس آن قضاوتی نشوم، اما به نظرات ثبت شده ای که تعدادشان کم هست علاقه مندم که نظرات غیرمستقیم دیگران را بدانم. ادامه خواندن ثبت شکی مرموز و بی اهمیت

فراری از بازی های بچگانه

به یاد دارم که هیچوقت در گروهی، کاری ، فعالیتی که موجودات دو پا و سخنگوی نفهمی هستند دوام نیاورده ام..
البته هنوز هم که هست بدنبال جایی برای ادامه حیات هستم یا میسازم یا پیدا میکنم یا در آخر به دنیای مرگ می روم تا شاید آرامشِ نداشته ام را بیابم. ادامه خواندن فراری از بازی های بچگانه

الماسِ مزخرف

بارها و بارها پیام های مشابه پیام یا نوشته ی زیر برایم فرستاده شده یا اتفاقی در جستجوها خوانده ام و هر بار که متوجه درگیری افکار با کلمات و تفکیک و تحلیل آنها می شدم ، سرم را به چپو راست تکان می دادم تا افکار را از خودم دور کنم.. اما در روز های اخیر برعکس سعی می کنم اجازه ی ورود به تفکیک و تحلیل هر مورد مهمی را به ذهنم بدهم تا نتایج آن را بر روی کاغذ بریزم و بعد از چینش قطعه نتیجه های دست یافته های افکارم را به نمایش بگذارم.. ادامه خواندن الماسِ مزخرف