ثبت شکی مرموز و بی اهمیت

۲۳ اسفند, ۱۳۹۵

بیشتر اوقات همزمان با کاری یا بازی کردن یا انجام ندادن کاری مشغول ثبت وقایع هستم و قسمت های بدنه دست نوشته هایم اغلب در زمانی پیشتر در قسمتی از ذهنم نوشته شده اند و زمانی که متوجه شوم حال زمان ثبت بر جایی بجز ذهنم هست که باید ثبت کنم مشغول به نوشتن در مورد آن می شوم.
احساس جالبی در مورد خوانده شدن افکار مخفی ذهنم ندارم و ترجیح می دهم اگر کسی آن را میخواند در زمان دیدار های حضوری از نوشته هایم حرفی نزند یا بر اساس آن قضاوتی نشوم، اما به نظرات ثبت شده ای که تعدادشان کم هست علاقه مندم که نظرات غیرمستقیم دیگران را بدانم.
وسواس های شدیدتر فکری ام مرا مجبور به رسمی تر نوشتن می کنند …
به یاد می آورم بعد از آخرین باری که چندین سال پیش به ملاقات روانشناسی از دسته محصولات معمولی انسان ها به امید کمک و درمان رفتم و پشیمان شدم و دفعه دومی که به امید مشاوره رفتم و باز هم به همان دلیل سریع محیط را ترک کردم تصمیم داشتم تا دیگر سمت این دسته از محصولات سهوی نروم.
اما پس از آشنا شدن با سندروم آسپرگر تلاش برای آشنایی بیشتر به سمت محصولی نامدار تر رفتم اما با تجویزی روتین و فاقد درمان برای خود کنترلی مواجه شدم.
بنطر میامد محصول نامدار فقط نامی را یدک می کشید که به سختی برای نگهداری از آن تلاش میکرد. تا حدی که با چشمانی نیمه باز و خمار سعی در ثبت احوال و صحبت هایم داشت. قسمت هایی از آن را بازگو نمیکنم تا بعد ها آن را در نوشته هایی زمان بندی شده تر و کاملتر به ثبت برسانم.
احساس امنیتی برای بهبود میان حرف هایم دیده نمی شد همانطور که محل درامد آرامی نداشت.

اتفاقات با جزئیات بیشتر خلاصه می شوند(!)…

چند ماهی گذشت تا اینکه به اواخر دوره ی دارو هایم نزدیک شدم …
ممکن هست لقبی که بیشتر با آن خود را میشناسم دلیلی بر ایجاد این شک یعنی “بدشانس” باشد آن هم هنگامی بود که تنها شماره ناشناسی که جواب ندادم منشی آن روانپزشک بود… در صورتی که هیچوقت شماره های ناشناس ثابت را بی جواب نگذاشته ام.
احساس کردم که ممکن هست این اتفاقی طبیعی و از سرنوشت بوده که به سراغ اینطور افراد نروَم که شاید نیرویی عجیب و قوی وجود دارد که سعی دارد من به دنبال جستجویش از حواشی و حواس پرتی ها بدور باشم و با همین افکار سعی در به ثبت رساندن و شناسایی آن داشته باشم… نمی دانم شاید هم اتفاقی بی اهمیت بوده است…
هنگام نوشتن این مطلب احساس افکار اسکزوئیدی باعث ایجاد احساسات خودآزاری شد که باعث شد از خود مهم پنداری خودم هنگام اینطور افکار پرهیز کنم…

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (فعلا بدون امتیاز! لطفا امتیاز دهید.)
Loading...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Click to Insert Smiley
SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette